واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
354
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
قرار داشته - يعنى كوهى كه شهر در جوار آن بوده و بعدها بابر خانهاى براى خود بر آن بنا كرد « 1 » . اوزگند « 2 » از لحاظ وسعت 3 / 2 اوش بوده و مانند اوش از كهندز و شهرستان و ربض تشكيل مىشده . كهندز آن جزو شهرستان بوده و به گفتهء مقدسى اين خود وجه امتياز اوزگند از ديگر بلاد فرغانه شمرده مىشده . شهر چهار دروازه داشته و در همهء بخشهاى آن جوى آب كشيده شده بود . مردم ناگزير از رودى كه نزديك دروازهء شهر مىگذشت ( قرا - دريا ) پياده از نقطهء كمعمق عبور مىكردند زيرا كه پل وجود نداشته . در اوزگند بازرگانى و دادوستد با تركان صورت مىگرفته . چنان كه مىدانيم راهى از اينجا به هفت - آب امتداد يافته بوده كه از گردنهء ياسى به آتباش مىرفته « 3 » . در قرن نهم ميلادى ( سوم هجرى ) شهر اوزگند به دهقانى به نام چورتگين تعلق داشته كه
--> ( 1 ) - « با برنامه » ، چاپ ايلمينسكى ، 3 ؛ چاپ بوريج ، ورق b 2 ؛ ترجمهء بوريج ؛ I ، 5 ؛ ترجمهء ليدن - اركسين ، 2 ؛ در تأليف بابر نام كوه « براكوه » و در كتاب جمال قرشى ( متون ، ص 148 ) « براكة » ذكر شده ، بر اين كوه و كوه مجاور آنكه حنف نام داشته قبور اولياء بوده . بنا به پارهاى اخبار قبر آصف وزير سليمان در اين كوه قرار داشته . ولى اكنون در آنجا قبر خود سليمان را به مسافران نشان مىدهند و اين كوه را « تخت سليمان » مىنامند . رجوع شود به شچربين - كرامارنكو ، « مراقد اولياء اسلامى » ، ص 53 ، و همچنين رسالهاى دربارهء اوش ، ترجمهء ل . زيمين با حواشى و تعليقاتى كه وى بر اثر مشاهدات خويش بر آن رساله نوشته ( زيمين ، « افسانهء مسلمانان » ، ص 3 و بعد ) ( 2 ) - « يوزگند » هم نوشته مىشود . ( 3 ) - رجوع شود به : بارتولد ، « گزارش سفر آسياى ميانه » ، ص 43 - 41 .